آهنگ زیبای آریاس جوان به نام چاره نوس
دانلود در ادامه مطلب...
برچسب:
نویسنده: sodabeh
حقوق نمایندگان مجلس همواره یکی از موضوعاتی است که حرف و حدیثهای زیادی در خصوص آن مطرح بوده است. این موضوع در مجلس نهم توسط برخی نمایندگان، علنی شده تا جایی که آنها میزان حقوق دریافتی خود از مجلس را اعلام کردند. این در حالی است که “سید محمد بیاتیان”، “نماینده بیجار و حسنآباد” به عنوان رئیس “مجمع نمایندگان استان کردستان” و “عضو هیئت رئیسه کمیسیون صنایع و معدن مجلس شورای اسلامی” آخرین فیش حقوقی خود که مربوط به مهر ماه سال جاری است را به منظور تنویر افکار عمومی در اختیار خبرنگاران قرار داد.
بر این اساس میزان دریافتی نماینده بیجار به شرح زیر است: حقوق پایه: ۳۰ میلیون و ۹۳۴ هزار و ۵۰۰ ریال؛ معادل ۳ میلیون و ۹۳ هزار و ۴۵۰ تومان عائلهمندی: یک میلیون و۲۰۷ هزار و ۲۰۰ ریال؛ معادل ۱۲۰ هزار و ۷۲۰ تومان روندماه قبل: ۷۴۴ ریال حق اولاد: ۶۰۳ هزار و ۶۰۰ ریال؛ معادل ۶۰ هزار و ۳۶۰ تومان حق ایثارگری و جانبازی: یک میلیون و ۳۰۷ هزار و ۸۰۰ ریال؛ ۱۳۰ هزار و ۷۸۰ تومان جمع مزایا: ۳۴ میلیون و ۰۵۳ هزار و ۸۴۴ ریال؛ معادل ۳ میلیون و ۴۰۵ هزار و ۳۸۴ تومان خالص پرداختی: ۳۲ میلیون و ۹۳۰ هزار ریال؛ ۳ میلیون و ۲۹۳ هزار تومان

برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
انجينير عليداد لعلي را خيلي ها با كتاب سيري در هزاره جات مي شناسند همان اثري كه حدود 35سال پيش در فضاي پر از جنگ و نا امني در السوالي محروم لعل و سرجنگل نوشته شد . استاد بعدا اين كتاب را به قم فرستاد و چاپ شد يكي از ويژگيهاي برجسته اين كتاب عكسهاي بسيار ناب و گويا از وضع و حال مردم هزاره است كه در صفحات متعدد نقش بسته است . بعد ها استاد را ديدم كه از چاپ نشدن عكس هاي ديگرش در كتاب گلايه داشت.
انجينير لعلي يك انجينير رشته عمران است كه در سالهاي سياه حاكميت تحجر و تعصب فقط و فقط با قدرت فكر و نبوغ انديشه اش به مراكز علمي راه يافت و هر روز مكتب را با محروميت و فقر سپري كرد اما او يك تحليل گر و محقق توانمند در حوزه افغانستان به خصوص هزاره شناسي نيز مي باشد. اثار فاخر او كه اينك در شرف چاپ است بيش از همه اين جنبه شخصيت او را نشان مي دهد.
روح دردمند او همواره با سوژه هاي مورد نظرش درگير است از تحليل سياسي تا تحقيق تاريخي و از قوم شناسي تا ريشه يابي رنج هاي يك و نيم قرنه مردمش. يكي از كارهاي خوبش شكار لحظه ها و سوژه هاي ناب در قالب دوربين هست صفحه فيسبوكش پر است از اين دست عكس هاي اغلب منحصر به فرد. سال گذشته عكس زير را منتشر كرد بدون اينكه نامي از خودش در گوشه ان حك كند. مكتبي در خرابه اي در لعل و سرجنگل. بچه ها درنهايت فقر كفشها را در آورده داخل خرابه خاكي نشسته و تقريباً همگي نيز لبخند بر لب دارد!! كيفها و كفشهاي كه در به اصطلاح تاقچه ها گذاشته شده ....در فضاي مجازي اين عكس توجه زيادي را به خود جلب نموده و در سايتهاي مختلف منتشر شده است .
درود بر استاد عليداد لعلي و احساس پاكش.
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
خدایا مرا چه طعمی آفریدی
که همه از من زود سیر میشوند
برچسب:
نویسنده: sodabeh
پس از رفتنت ارزوهایم را دفن خواهم کرد
دفتر خاطراتم را به اب خواهم انداخت و قاب
عکس اتاقم را به پستوی زمان خواهم سپرد نبودنت را باور خواهم کرد
و اجازه ورودهیچ نگاهی را به رویاهایم نخواهم داد
اما کاش قبل از رفتنت به گنجشک های شهر
بسپاری برق انتظار را در چشمانشان نگاه دارند
شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد...
برچسب:
نویسنده: sodabeh
مــــي گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام....
مـــي گـُــویــَـنـــد تــُــو مَــــرا بآu2029 یــِک جُمـــــلـــه....
u2029یـِــک لَبـــــخـنـــد،،، u2029
بـه بــازی میـــــگیــــری … … …u2029
مــــــي گـُــــوینــــد تـَــرفنــد هـــآیت،
شِـــیطنـــتهــــآیتu2029و
دروغ هآیـــت را نمــــي فَهمَــــم … !!u2029
مــــــي گویند ســــآده ام u2029
اما ......
تــــُـو ایـن را باوَر نَکـُنu2029
مـــَـــــن فـــــقــــــط دوســ♥ـتـــ♥َــت دارم،u2029
هَمیـــــ♥ــــن!!!!
u2029و آنــــها ایـــن را نِمـــــــي فـَـــهمنــــد…
برچسب:
نویسنده: sodabeh
بيشتر دانش آموزان با آن كه با دقت و تمركز سر كلاس درس حاضر مي
شوند، اما در موقع تدريس معلم پس از چند دقيقه حواسشان كاملاً پرت مي شود و زماني
هم كه به خود مي آيند چند دقيقه اي از وقت كلاس گذشته است، درحالي كه آنها ذهن خود
را با افكار پراكنده مشغول كرده بودند. حتماً شما هم دانش آ موزاني را ديده ايد كه
فقط سر كلاس به درس گوش فرا مي دهند و در خانه بسيار كم مطالعه مي كنند. برعكس آن
ها كساني هم هستند كه ساعت ها در منزل مطالعه مي كنند ولي همواره از نمره كم خود مي
نالند. بنابراين مي بينيم كه زمان مطالعه مهم نيست بلكه زمان مطالعه مفيد و تمركزي
كه برآن دارند اهميت دارد.
البته در اين ميان روش تدريس معلم هر چقدر خوب و جذاب باشد، نمي
توان كاملاً اطمينان حاصل كرد كه دانش آموز در تمام مدت تدريس برروي صحبت هاي معلم
تمركز داشته است. بنابراين در اين مواقع معلمان مي توانند از چند روش استفاده كنند.
از آن جا كه مدت زمان تمركز بچه ها به تناسب سن آنها متفاوت است. برخي مواقعي دانش
آموزان به ميزان نسبتاً كمي مي توانند روي صحبت هاي معلم متمركز شوند. بنابراين
معلم نبايد تمركز طولاني روي درس را از دانش آموز خود انتظار داشته باشد. بلكه بايد
سعي كند درس را با ريتم و آهنگ يكنواخت ارائه نكند.
به عبارتي ديگر گاهي با لحن جدي، گاهي مهربان و آرام و گاهي استوار سخن
بگويد. معلمان هنگام تدريس براي اين كه از تمركز داشتن دانش آموزان خود مطمئن باشند
بايد به چهره يكايك آنها نگاه كنند. ضمن آن كه با چشم و صورت كلاس را دور زدن هم مي
توان ميزان تمركز دانش آموزان را سنجيد. گاهي نيز با طرح سؤالي اين ميزان سنجيده مي
شود.
سؤال هاي معمولي و ساده راه مؤثر و در عين حال
نامحسوسي براي برگرداندن توجه دانش آموزان به كلاس است. ضمن آن كه معلمان توجه
داشته باشند كه در هنگام تدريس تند و تند در كلاس قدم نزند و به طور مداوم دست و سر
خود را حركت ندهند. زيرا اين حركات اضافي باعث بر هم زدن تمركز دانش آموزان مي شود.
علاوه بر اين آنها سعي كنند جملات خود را آرام و با زبان گويا و ساده بيان كنند و
حتي الامكان با لهجه خاصي صحبت نكنند. هنگام تدريس نيز تمام مدت جلوي در كلاس
نايستيد چرا كه در آن صورت ساير نقاط كلاس به منطقه تحت كنترل دانش آموزان تبديل مي
شود. بنابراين بهتر است در تمامي نقاط كلاس حضور پيدا كنند. با اين روش نظارت خود
را برهمه كلاس اعمال خواهند كرد.
براي ايستادن در جلوي كلاس هم بهتر است يكي از گوشه ها را انتخاب
برچسب:
نویسنده: sodabeh
این دوست داشتنی ترین شال گردن
شب های سردمن است
باورکن
برچسب:
نویسنده: sodabeh
آدم یه وقتا دلش میلرزه
نمیدونه باید حرفشو بزنه یا نه
توی تردیدم و توی دو دلی
ولی خودم نخواستم ، بهت دروغ گفتم که بیخیال
نمیتونم بیخیالش بشم ، واسم یه دنیا انگیزس
حالا بیا ادامه میگم بهت
برچسب:
نویسنده: sodabeh
نرو...!!!
حالا دیگه نرو...
حالا که قلبم رو به دست اوردی ...
نرو و با خودت نبرش...
اگه می خواستی بری زود تر می رفتی!
قبل از این که
بعد از مدت ها...
بهت اعتماد کنم...!
بهت عادت کنم...!!
قلبم رو بهت بدم...
دوستت داشته باشم و...
قبل از اینکه برای رفتنت
بغض سد راه کلماتم شه
و چشمام خیش بشه ...می رفتی
ولی حالا...
دیگه نرو!
در کنارم بمون...
می دونم که مجبوری...
می دونم که چاره ای نداری...
ولی نرو...!!!
حالا که طعم شیرین عشق رو بهم چشوندی...
حالا که قلبم رو به دست اوردی...
حالا که بهت احتیاج دارم...
حالا که دوستت دارم...
تنهام نذار!
نگو که مجبوری...
نرو...
بمون!
بمون!
برچسب:
نویسنده: sodabeh
سلام به دوستای عزیزو مهربونم
انشالله که تعطیلات به همگی خوش گذشته باشه
من دیروز ساعت 4 بعد ازظهر رسیدم خونه ، سفرِ تقریبا خوبی بود وجاتون خالی عروسی هم خوش گذشت فقط زحمت زیادی بابت این چند روز به خواهر نازنینم دادیم که امیدوارم درشادی هاش جبران کنم
این سفر برخلاف سفرهای قبل که همیشه با اضافه وزن برمیگشتم کاهش داشتم و کلی خوشحالم چون دیگه مجبورنیستم کلی به خودم زحمت بدم ووزن اضافه ها رو کم کنم و بابتش سختی بکشم وشرمنده بشم
وزن امروزم 65/900 هست وامیدوارم دیگه هرگز 67 یا 66 رو نبینم
به چند تا ازدوستان سرزدم ولی فعلا فرصت ندارم وباید برم به کارای پادگان برسم که این چند روزه حسابی زیروروش کردن حتما خدمت دوستان خواهم رسید وعرض ارادت خواهم کرد
ستایش جون عزیزم نگران نباش دلیل نیومدن من فقط سفروفرصت کم هست ولا غیر!
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
مناقصه , تامین نیروی انسانی دوایر مختلف شهرداری اندیمشک , شهرداری اندیمشک | |
| شرح آگهی: |
شهرداری فوق در نظر دارد نسبت به انتخاب پیمانکار واجد شرایط جهت تامین نیروی انسانی مورد نیاز در حدود 350 نفر که تا 25% به حروف بیست و پنج درصد قابل افزایش و یا کاهش در سال 1391 قیمت را از طریق مناقصه عمومی به افراد حقیقی و حقوقی و شرکتهای معتبر واگذار نماید. شرح عملیات : تامین نیروی انسانی دوایر مختلف شهرداری اندیمشک مدت انجام خدمات: 12 ماه میزان سپرده نقدی ریال : 50.000.000 محل ارائه خدمات: شهرداری اندیمشک محل دریافت اسناد شرکت در مناقصه: شهرداری اندیمشک- امور قراردادها محل تسلیم پاکات قبول پیشنهادات : دبیرخانه مرکزی شهرداری اندیمشک میزان سپرده نقدی و شماره حساب: مبلغ 50.000.000 ریال جهت، به حساب جاری سیبا به شماره 0105812868004 شهرداری فوق نزد بانک ملی ایران شعبه مرکزی مهلت ارائه اسناد: پایان وقت اداری مور 13/6/91 پیشنهادات واصله تا پایان وقت اداری سه شنبه مورخ 14/6/91 تحویل امور اداری و رسید دریافت نمایند قرائت بازگشایی پاکات : چهارشنبه مورخ 15/6/91 راس ساعت 12ظهر بدیهی است شرکت در مناقصه و ارائه پیشنهاد به منزله قبول شروط و تکالیف مقرر در اسناد مناقصه بوده و شهرداری در رد یا قبول یک یا کلیه پیشنهادات مختار است. به پیشنهادات مخدوش، فاقد مدارک لازم و مبهم ترتیب اثر داده نخواهد شد.و مشروحج شرایط مناقصه در اسناد درج می باشد که شرکت کنندگان باید مدارک را پس از اخذ با قید قبولی امضا نموده و در پاکتهای لاک و مهر شده تحویل نمایند. ضمنا هزینه درج آگهی به عهده برنده مناقصه می باشد. متن آگهی از طریق پرتال شهرداری فوق به آدرس www.andimeshk.ir قابل ملاحظه می باشد. امور قراردادها- شهرداری اندیمشک |
آگهی مناقصه تامین نیروی انسانی
شهرداری شادگان
شهرداری شادگان به استناد مصوبه شماره ۴ مورخه ۱۰/۷/ ۹۲ شورای محترم اسلامی شهر شادگان در نظر دارد نسبت به انتخاب پیمانکار واجد شرایط جهت تامین نیروی انسانی(خدمات شهری ) مورد نیاز را از طریق مناقصه عمومی به افراد حقیقی و حقوقی و شرکتهای معتبر واگذار نماید.
شرح عملیات : تامین نیروی انسانی خدمات شهری
مدت انجام خدمات: ۶ ماه
محل دریافت اسناد شرکت در مناقصه: شهرداری شادگان- امور اداری
محل تسلیم پاکات قبول پیشنهادات : حراست شهرداری شادگان
مهلت ارائه اسناد: پایان وقت اداری مورخه ۲۹/۷/۹۲
بدیهی است شرکت در مناقصه و ارائه پیشنهاد به منزله قبول شروط و تکالیف مقرر در اسناد مناقصه بوده و شهرداری در رد یا قبول یک یا کلیه پیشنهادات مختار است. به پیشنهادات مخدوش، فاقد مدارک لازم و مبهم ترتیب اثر داده نخواهد شد.شرکت کنندگان باید مدارک را پس از اخذ با قید قبولی امضا نموده و در پاکتهای لاک و مهر موم شده تحویل نمایند. درضمن پیمانکارانی می توانند در مناقصه شرکت کنند که توان پرداخت دو ماه حقوق به عنوان سپرده را داشته باشند.
مزبانی پور
سرپرست شهرداری شادگان
برچسب:
نویسنده: sodabeh
فقط بدون که از دوریت قلبم مریض شده... تمام زندگیم مریض شده...
نمی چرخه زبونم که بگم نمی گذرم ازت چون اونقدر برام عزیزی که حاضرم خودم بمیرم ولی حتی نبینم خار تو دستت رفته...
برچسب:
نویسنده: sodabeh

برچسب:
نویسنده: sodabeh

برچسب:
نویسنده: sodabeh
Imam Hossein (A.S.) : O’God , make my soul free of want, my heart filled with certainty and my deeds pure for you
برچسب:
نویسنده: sodabeh
حاج یحیی خدادادی تکنسین بیهوشی باز نشسته از خاطرات دوران جنگ تحمیلی می گوید
لطفا" خودتان را معرفی کنید ؟
سال 1356 بود که به اراک امدم وکارم را دربیمارستان ولی عصر(عج) شروع کردم واهل شمال کشور هستم متولد شهرستان بهشهر هستم وچند سالی هست که بازنشسته شدم.
در دوران جنگ ودفاع مقدس در بیمارستان ولی عصر(عج) اراک چه خبر بود؟
خاطرات زیادی از آن دوران دارم و می توانم بگویم خاطرات خوبی بود زمانی که عملیاتها در جبهه ها انجام می شد و یا شهر های بمباران می شد مجروحین جنگی را باقطار به اراک می اوردند و مردم اراک واقعا" تحت تاثیر قرار می گرفتند ومن شاهد بودم که عده ای داوطلبانه به بیمارستان می امدند وبا جان ودل به مجروحین کمک می کردند ملحفه می اوردند ویا هر چیزی که مجروحین احتیاج داشتند تهیه می کردند وما وبقیه همکاران از پزشک گرفته تا پرستار و غیره تلاش می کردند که خدمتی انجام بدهند ودر زمان عملیاتها ما توی بیمارستان می ماندیم وبه مجروحین می رسیدیم.
روزی چند ساعت کار می کردید؟
در زمانی که عملیاتها انجام می شد در حالت آماده باش بودیم و گاهی می شد تا هفته ها توی بیمارستان می ماندیم وکار می کردیم.
به مناطق جنگی هم اعزام می شدید ؟
بله به همراه تیم پزشکی می رفتیم من دوبار به بیمارستان صحرائی سوماررفتم دوبار هم به ابادان اعزام شدم یک بار هم ایلام رفتم.
خاطره ای هم دارید برایمان بگوئید؟
حضور در جبهه وبین رزمنده ها همه اش خاطره است ولی یک بار روز اخر ماموریتمان بود که ما از سومار آمدیم کرمانشاه که شب همان روز بیمارستان سومار بمباران شد وقسمت رادیولوژی بیمارستان را زده بودند وبچه هارا اوردهبودند عقب وبعضی از بچه های بیمارستان مجروح شده بودند و موجی شده بودند و مسوولان سازمان بهداری اراک دکتر سروش و سایر همکارها خبر به آنها رسیده بود وفکر کرده بودند توی این بمباران ما شهید شدیم وخیلی نگران شده بودند ووقتی مابرگشتیم به استقبالمان امدند .
مجروحین که اراک می اوردند چه مجروح هایی بودند ؟
اکثرانها از ناحیه دست وپا ترکش یا گلوله خورده بودند یادم هست یک بار دربین مجروح ها یک اسیر عراقی را آورده بودند همه اش می گفت من ایرانی هستم و خیلی می ترسید وبه همین خاطر دائم می گفت من ایرانی هستم ما هم از پرسیدیم مال کجا ایران هستی و چیزی نداشت که بگوید ومی گفت مال آن طرف کرمانشاه هستم که می شد تو خاک عراق ولی خوب ما هم مثل بقیه مجروحین به اورسیدگی کردیم. وبدون توقع همین که در پایان کار مجروح ها با رضایت مرخص می شدند برای ما کافی بود.
از این که وقتتان را دراختیار من گذاشتید ممنونم اگر برای جوان ها صحبتی دارید بفرمائید.
صحبت خاصی ندارم فقط توصیه می کنم هرکاری خواستید انجام بدهید با نام ویاد خدا انجام بدهید مطمئن باشید موفق خواهید شد
لازم به توضیح است آقای خدادادی چندی پیش به علت عارضه قلبی جان به جان افرین تقدیم کرد وفیلم مصاحبه با ایشان که در سال گذشته انجام شده نزد اینجانب محفوظ است نثار روحش فاتحه با صلوات بفرستید.
برچسب:
نویسنده: sodabeh
بزرگترین دردی که روی یک دل سنگینی می کند!!!
می شود یک واژه ساده به نام "دلتنگی" که می تواند به تنهایی دمار
یک دل را در بیاورد!!!
..............
این همه آسمون ریسمون می بافم که چی ؟؟؟
که بگم دلتنگم.
اره دلتنگم...!
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برای دین بقیه به ادامه ی مطلب بروید....
![]()
برچسب:
نویسنده: sodabeh

سر كوي بلند بود خانه اي من
فلك تيري زده در شانه اي من
فـلــك تيري زده پيكان نــــداره
كه درد عاشقي درمان نـــداره
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh
بدترین احساس زمانی که خودتم میفهمی از خدا دور شدی...
برچسب:
نویسنده: sodabeh
یه حس خاصی بهم میده که دقیقا نمیدونم چیه ...
امروز خواهری منو رسوند چون باید کیسمو می آوردم ... خراب شده بود چند روز قبل بردم اداره خودش
همکارش برام درستش کرد ...
خداروشکر و گوش شیطان کر ... تولیدی خواهرم بلاخره بعد از ۵ ماه دوندگی و تلاش تونست تولید کنه ...
نگران داداشامم ... همشون یه جورایی کارشون گیر کرده ...
داداش بزرگ که بعلت نداشتن بودجه مم.لکت کارش خوابیده ... از همه بیشتر نگران این داداشمم...
خیلی خوبه ... این چند وقت اخیر سفت و سخت پیگیر و همراه خواهرم برای به راه انداختن تولیدیش بود ...
با این تولیدی داداش آخر هم مشغول میشه ... که باز خدارو شکر ...
داداش سوم و چهارم موندن چیکار کنن ... داداش چهارم در تقلای تغییر شغلشه ...
اما مونده تو چه کاری سرمایه بزاره ...
خواهرزادم که با من میانه خوبی نداره البته که من زیادی سر به سرش میزارم و ناز لوس بازیاشو نمیکشم...
از بچه لوس که بهونه الکی بگیره خوشم نیومده الانم دوست ندارم این کوچولو ناز نازو باشه ...
ولی خیلیییییییییییی دوسش دارم ...
ای بابا حدود دو هفته س نت گوشیمو وصل کردم دیگه خودمو باش خل کردم ...
برنامه تا.نگو و اسکای.پ و وی.چت و وای.بر رو نصب کردم .... باحاله ...
مشغول شدم ...
دیگه به هیچ کاری نمیرسم ...
این سه روز تعطیلی رو که مصادف با عید قربان بود در منزل به سر بردیم ...
حال و هوای تفریح و عروسی رو من یکی واقعا ندارم ...
تصمیم گرفتم تا خودم ماشین نخریدم این برنامه ها رو کمرنگ کنم ....
دیروز خواهری خونمون بود و موهای منو رو به سبک آفریقایی بافته (بافت ریزا)... خیلی باحاله کلی کیف کردم...
پریروز کمدم رو مرتب میکردم از نوستالژیهام عکس گرفتم البته زیاد نبودن ... شاید سه تا عکس ...
حوصله انتقال از موب به سیستم و از سیستم به وبلاگ رو فعلا ندارم ....
برچسب:
نویسنده: sodabeh
برچسب:
نویسنده: sodabeh